فلسفه زیارت بقاع متبرکه در آینه آثار دنیوی و اخروی آن

فرشته آزادی [1]

 چکیده

این تحقیق مسأله پیش روی خود را «تبیین فلسفه زیارت بقاع متبرکه با توجه به آثار دنیوی و اخروی آن» می‌داند و در این راستا با روش توصیفی ـ تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای به تفصیل اندک آراء موافق و مخالف در زمینه زیارت بقاع متبرکه پرداخته است. فرضیه پیش رو تحقیق آن است که آثار دنیوی زیارت بقاع متبرکه در راستای دست‌یابی به زندگی سعادت مندانه در حیات دنیوی و بهره‌گیری از مواهب الهی در سرای آخرت است و عملی کورکورانه و بی‌حاصل نیست. دستاوردهای این تحقیق از دو جنبه حائز اهمیت است: اول اینکه ضمن بیان فلسفه زیارت بقاع متبرکه، تبیینی است از آثار و فواید آن برای کسانی که وجود این بقاع جزئی از زندگی اجتماعی و مذهبی آن‌هاست؛ دیگر آنکه پاسخی است به منکرین زیارت بقاع متبرکه و کسانی که این فعل را عملی لغو و یا مخالف بسیاری از بایدها و نبایدهای آموزه‌های دینی دانسته‌اند. در این راستا تحقیق پیش رو در دو عرصه کلی سامان پذیرفته است: عرصه اول مربوط به مبانی اعتقادی و حقیقت این عمل از دیدگاه اصول عقاید مکتب اسلام است که تبیین آن منجر به نقد و در نتیجه ردّ دلایل مخالفین زیارت بقاع متبرکه در زمینه شرک دانستن بوسیدن قبر و ضریح اولیای دین، شرک دانستن اعتقاد به توسل و شفاعت است. عرصه دوم مربوط به حقیقت زیارت بقاع متبرکه با توجه به آثار دنیوی و اخروی آن است که این آثار را می‌توان در اتحاد و یکپارچکی جامعه، حفظ قداست شعائر دین، معرفی الگو‌های شاخص به جامعه، شناخت مکتب و... مشاهده کرد.

همچنین با بررسی متون زیارت‌نامه سفارش شده برای قرائت در هنگام زیارت بقاع متبرکه، آنچه روشن می‌شود «معرفت دینی» است که باید آن را به عنوان بارزترین شاخصه «زیارت‌نامه» برشمرد.

کلیدواژه‌ها: بقاع متبرکه، زیارت، آثار دنیوی، آثار آخروی.


مقدمه

زیارت بقاع متبرکه و به خصوص زیارت قبور اولیای الهی و انسان­هایی که تولد، حیات و ممات آن‌ها می‌تواند الگو‌هایی شایسته برای چگونه زیستن انسان مسلمان در تمام اعصار باشد، همواره مورد تأکید آموزه‌های دینی بوده است. اهمیت این مسأله بخصوص در مذهب تشیع نمود و بروز بیشتری پیدا کرده است و از جمله مهمترین دلایل این امر، تأکیدات صورت گرفته از جانب پیشوایان مذهب مبنی بر اهتمام به بقاع متبرکه و بهره گیری از برکات وجودی آن‌ها در جامعه اسلامی است.

علمای شیعه به پیروی از پیشوایان خویش، بر این مسأله تأکید فراوان داشته­اند؛ چنان که متون زیادی از زیارت‌نامه‌هایی که خاص زیارت مرقد هر یک از ائمه: یا فرزندان آنان است و یا آدابی که مخصوص زیارت مکان‌های مقدسی چون مسجد النبی9، مسجد کوفه، مسجد قبا، مسجد فضیخ، مسجد احزاب و... است را برای نسل‌های پس از خود روایت کرده و در بیانات خود زیارت آن‌ها را مورد تأکید قرار داده‌اند. این اهتمام باعث شده است تا در طول تاریخ جهت تکریم این بقاع، بخصوص از جانب شیعیان تلاش فراگیری صورت گیرد به گونه‌ای که برای بسیاری از قبور بارگاهی ساخته‌اند و در صدد حفظ حرمت مکان‌هایی که در روایات وجود آن‌ها گرامی دانسته شده است بر آمده‌اند.

دلیل این گونه اهتمام که باعث شده است این مکان‌ها همواره مورد تکریم قرار گرفته و محل رفت و آمد زائران، پیروان و مریدان باشد را باید در عرصه بایدها و نبایدها یعنی مباحث اصولی و کلامی و عرصه شاید‌ها و نشاید‌ها یعنی مباحث اخلاقی و عرفانی به بحث گذاشت. مبحث شاخص دیگری که به عنوان خروجی و نتیجه این دو عرصه به حساب می‌آید، آثار و فواید دنیوی و اخروی زیارت بقاع متبرکه است که شامل موارد متعددی می‌باشد و ما در ادامه تحقیق، به بیان آن‌ها خواهیم پرداخت.

 

1. دلایل مخالفین زیارت بقاع متبرکه و نقد دلایل آن‌ها

محدودیتی که در یک مقاله وجود دارد، مانع از آن می‌شود که به ذکر تفصیلی دلایل مخالفین زیارت بقاع متبرکه و نقد دلایل آنان بپردازیم، لذا به صورت مختصر چکیده دلایل آنان را ذکر می‌کنیم و به صورت موجزتری به نقد آن‌ها خواهیم پرداخت. دلیل لزوم پرداختن به این مسأله مرتبط بودن اثبات «صحت عملِ زیارت بقاع متبرکه» با «شناخت فلسفه زیارت بقاع متبرکه» و «تعیین پیش فرض لازم جهت بررسی آثار دنیوی و اخروی آن» است. چرا که لازم است گام نخست در اثبات مبنای اسلامی و اعتقادی داشتن این زیارت­ها به درستی برداشته شود تا با تعیین پیش فرض صحیح، بتوان هم با بررسی عینیت‌های اجتماعی به آثار دنیوی زیارت بقاع متبرکه اشاره کرد و هم با بررسی متون دینی، آثار اخروی که بر این زیارت­ها مترتب است را بر شمرد.

 

1-1. دلایل مخالفین زیارت بقاع متبرکه

در یک دسته‌بندی کلی، دلایل مخالفت با زیارت بقاع متبرکه که عمدتاً در عصر کنونی از جانب فرقه وهابیت مطرح شده است را می‌توان در سه دسته قرار داد؛ این دلایل عبارتند از:

 

1-1-1. شرک بودن بوسیدن قبر و ضریح اولیای دین

مخالفان زیارت بقاع متبرکه، شیعه را به خاطر بوسیدن قبر پیامبر9 و ائمه معصومین و امام‌زادگان: متّهم به شرک و کفر و بت پرستی می‌نمایند. آنان هرگونه زیارت قبور، چه قبر پیامبر و غیر آن را، شرک و حرام می‌دانند [2] و مسح و بوسیدن هر قبری، ولو قبر پیامبر9 از نظر آنان شرک است. [3] و معتقدند کسانی که قبور پیامبر اکرم9 و دیگر انبیاء و اولیاء و صالحان را زیارت می‌کنند، در کفر و شرک با بت پرستان و مشرکان یکسان هستند. [4]

 


 

1-1-2. قائلین به توسل مشرک‌اند

دلیل دیگر مخالفین زیارت بقاع متبرکه، اعتقاد شیعه به توسل و مخالفت آن با اصل توحید است. [5] و شیعه را به دلیل معتقد بودن به توسل، مشرک می‌دانند. [6] چنان که به اعتقاد محمد بن عبدالوهاب پیشوای فرقه وهابیت، توسل نمی‌تواند بدون اجازه و رضایت خداوند به دست اید، چرا که شخص پیامبر9 قادر نبود بدون اراده خداوند آن‌هایی را که خود می‌خواهد هدایت کند و نیز اجازه نداشت برای مشرکین طلب بخشایش کند. همچنین عمل طلب از مردگان و توسل به آن‌ها نیز منع شده است گفته است: توسّل به مردگان، خطاب به معدوم است و از نظر عقل کار زشتی است. زیرا مرده، قدرت بر اجابت تقاضای زندگان ندارد. [7]

 

1-1-3. اعتقاد به شفاعت شرک است

اشکال سومی که آن نیز عمدتاً از جانب وهابیّان مطرح شده است، اعتقاد مسلمانان به مسأله شفاعت است. آنان در کتاب­های وهّابی خود، پیوسته از این موضوع به عنوان عملی شرک آمیز یاد می‌کنند. [8] و آن را مصداق آیه « یَعبُدونَ مِن دُونِ اللهِ مالا یَضُرُّهُم و لا یَنفَعُهُم » (یونس، 18)چیزهایی از غیر خدا می­پرستند که نه به آن‌ها ضرر می­زند و نه به آن‌ها منفعت می‌رساند» می‌دانند. از نظر آنان درخواست شفاعت از مرده لغو است. به عنوان مثال در تفسیر مراغی که در قرن چهاردهم نگاشته شده است و با توجه به متأخر بودن آن می‌توان گفت جزو تفاسیری است که آخرین آراء موجود در این زمینه و حاصل جمع آنان را بیان داشته است، در تفسیر آیه « إِیاكَ نَعْبُدُ وَ إِیاكَ نَسْتَعِین ‏» (الحمد، 7) آمده است که « فمن یستعین بقبر ناسك، أو ضریح عابد لقضاء حاجة له، أو تیسیر أمر تعسّر علیه، أو شفاء مریض أو هلاك عدو فقد ضل سواء السبیل، و أعرض عما شرعه اللّه، و ارتكب ضربا من ضروب الوثنیة التی كانت فاشیة قبل الإسلام و بعده و لا تزال إلى الآن كذلك، و قد نهى عن مثلها الشارع الحكیم» [9] (هرکس به قبر عابدی، یا ضریح عابدی برای برطرف شدن حاجتش یا برای شفای مریض یا هلاکت دشمنی استعانت بجوید، از راه راست خارج شده است و از پیروی شریعتی که خدای تعالی وی را به آن خوانده است، روگردان شده است و مرتکب نوعی از بت پرستی که قبل و بعد از اسلام تا زمان کنونی رواج داشته است و شارع مقدس از انجام آن نهی کرده است شده است.) وی با این سخن، اصل صحت اسلامی دانستن زیارت بقاع متبرکه را مورد انکار قرار داده است.